تبليغاتX
صدای بی صدا

صدای بی صدا

صدا بدلیل سکوت است که وجود دارد!

سلام!
تعجب کردین؟!

آره خودمم!

خیلی وقت بود نیومده بودم نه؟!!!!!!

مفقودالاثر نشده بودم، نترسین!
میدونم خیلی دلتون واسم تنگ شده بود!

اگه فکر کردین این چند وقته که نبودم داشتم خر میزدم، درست فکر کردین  آره داشتم درس میخوندم، فکر کنم یه یه ماهی از تمدّن بدور بودم!!

ولی اینهمه خوندم هیچ کدومشو 20 نمیشم که!

همه رو خراب کردم الّا یکی که اونو مطمئنم بالا 15 میشم  این ترم خیلی اشتباه کردم، تو طول ترم یه کلوم هم درس نخوندم، مجبور شدم یه ماه اینجوری به خودم فشار بیارم که اونم ...

خیلی می ترسم، خیلی!!!

خداجون بازم همه امیدم به توئه!

میدونم همش تقصیر خودمه، بازم هرچی پیش بیاد ناراحت نمیشم، حتمی یه خیری توشه! امیدوارم هرچی که به صلاح خودمه پیش بیاد، همیشه به معجزه اعتقاد داشتم و دارم!

همیشه خدا اون موقع که فکرشو نمیکنی میاد سراغت، همون موقع ست که اگه بهش بله بگی که خوش به حالت میشه ولی اگه کم لطفی کنی خاک 2 عالم تو سرت میشه!!!

آره اینجوریاست

 

شرمنده که خیلی وقت بود نیومده بودم!

ممنون دوستای خوبم

از همه اونایی که واسم نظر میذارن و هوای منو دارن ممنونم

آخه این فامیل چقدر هوای منو داره آخه...

مرسی مجتبی جوووووووووون شرمنده کردیم اساسی!

از بقیه بر و بچز هم خیلی خیلی ممنونم که همیشه اتاق تاریکم رو با نظرهای قشنگشون روشن میکنن...

یه عالمه مرسی

 

ایشالله بازم زود بزود میام آپ میکنم

 

قربون همتون

تا بزودی...

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 1:45  توسط 100Jad  | 

سلام!

یه سال دیگه هم گذشت!!!
وبلاگم یه سال بزرگتر شده، مثل خودم!

البته تولّدش 23 بهمنه (میدونم که یادتون نیست) ولی چون به احتمال خیلی زیاد نمی تونستم بیام واسه همین زودتر دست بکار شدم!

 

 

 

 

تولّد

 

تولّد

 

تولّدت مبارک

 

فوت، فووووت، فووووووت

 

امیدوارم توی این یه سالی که گذشت از وبلاگ کوچولوم بدی ندیده باشین، اگه هم دیدین به بزرگی خودتون ببخشین!

 

کادو؟!

 

 

هان؟!

 

کی حرف کادو زد؟!

 

راضی به زحمت نیستیم!!

ولی خب…! حالا که دارین زحمت میکشین خواهشاً کادوهای خوشگلتونو نظرپیچ کنین بهم بدین!!!

 

دیگه اینکه….

خیلی ممنون که یه سال دیگه منو وبلاگمو تحمّل کردین با کمال شرمندگی باید بگم که مجبورین حالاحالاها بازم تحمّلمون کنین چون بدجوری سیریش خوردیم!!

 

بازم ممنونم واسه خاطر همه مهربونی هاتون!!

آرزو میکنم لحظه لحظه های زندگیتون پر از شادی و موفقیت باشه!

تا پست بعدی...!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 1:25  توسط 100Jad  | 

اوه! اوه!

عجب برفی اومد این چند هفته؟! هیچ جای ایران فکر نکنم امسال از نعمت برف بی نصیب بوده باشه!!!

از همین رشتِ خودمون گرفته که معدن هرچی برف و بارونه تا اون کویر  ِ لوتش که خودم وقتی شنیدم برفی شده شاخ درآوردم!! (الان کلاه گذاشتم معلوم نیست)

ببخشید سلام یادم رفت، شرمنده!! ســـــــلام!!

خلاصه که امسال این بابا برفیه یه حال ِ حسابی به همه جای ایران داد

ولی من که خداییش از هرچی برفه دیگه متنفّر شدم!

چی بگم آخه؟! کفر نشه؟! خدایی ترکیدم دیگه، این چند روزه کارمون (منو بابام) شده بود برف پارو کردن، اصلاً یه جواریی شده بود کار ِ هر روزمون! هر روز ِ خدا ما بالا پشت بوم بودیم دیگه!! دیگه کمرم داغون شد خدایی!! پوکیدم . . .

حالا برف پارو کردنش یه طرف، اون لیز خوردن های رو پشت بوم هم یه طرف!

اینور من لیز میخوردم ویــــــــــــــــــژ، اونور باباجان!!

هم کلّی می خندیدیم هم اینکه بعدش میومدیم پائین همش دست به کمر راه میرفتیم!!

دیگه این آخری ها کلّی خدا رو منّت خواهش کردم که اگه میشه این برفه بند بیاد، خداییش دیگه جون نداشتم دوباره برم برف پارو کنم!

 

امیدوارم شما حالتون خوب باشه و هیچ کم و کسری نداشته باشین!

خیلی وقت بود آپ نکرده بودم، الآن هم که اومدم همش ناله کردم، شرمنده . . .!

ولی جدّاً بخیر گذشت، اگه این برف میخواست ادامه پیدا کنه، من یکی بیچاره بودم!

ولی جدا از همه ی اینا یه روزش خیلی بهم خوش گذشت، خیلی ِ خیلی!!

 

دیگه همین دیگه، دیگه حرفم نمیاد؟!


اینم از زمستون که از راه رسید، خوب هم رسید!!

انشاءالله تو پست های دیگه جبران میکنم!

قربون همه تون!!

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 1:24  توسط 100Jad  | 

 

تو خونه ای که قدّ یه دنیا بود، عروسکهامو جا گذاشتم

یه روز قشنگِ آفتابی، پا تو کوچه ها گذاشتم

دویدم و دویدم، به آدمها رسیدم

چه چیزهایی که دیدم؟! چه حرفهایی شنیدم؟!

قصّه ی کهنه ی یه بیداد، هجرتِ ساکتِ یه فریاد

عشق و شکفتن و انتظار، قهقهه، خنده ی یه نوزاد

تو دل ِ خسته ی مسافر، امید ِ قرار  ِ یه خونه

رو تن ِ زخمی ِ یه شاخه، مرهم  ِ سبز  ِ یه جوونه

یه همسفر، یه عاشق اسم منو صدا کرد

گفت از تو تا تو شاید راه درازی باشه

حوصله کن عزیزم این همه بی حساب نیست

بین تو و آسمون شاید یه رازی باشه

 


یکی از آهنگهای شهرزاد سپانلو بود!

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 1:10  توسط 100Jad  | 

یه چیز کوچیک توی این دنیای بزرگ یاد گرفتم!

اونم اینه که یاد گرفتم نباید به چیزی و کسی دل بست، میگم نباید! ولی خودتون هم میدونین که نمیشه! 

فکر نکنم کسی توی این دنیا باشه که بتونه به چیزی دلبسته نشه!

درسته که دلبستن خوب نیست ولی دل نبستن هم غیر ممکنه!

همه مون وقتی که بچه بودیم به خیلی چیزها و خیلی آدما دلبسته بودیم، به ماشین اسباب بازیمون، به عروسکهای قشنگمون و خیلی چیزهای دیگه . . .

وقتی هم که بزرگ میشیم، دلبستگیهامون هم بزرگتر میشه . . . 

بزرگتر و بزرگتر و بزرگتر . . .

ولی بالاخره یه زمونی میرسه که دیگه نمیشه این دلبستگی ها ادامه پیدا کنه، خواه نا خواه باید دل کند. اونم روزیـه که یه فرشته میاد و روحِمون رو که سالهای سال به جسم ِ بیچاره مون دلبسته شده بود رو با خودش میبره. اون لحظه ست که پیش خودت میگی ای کاش دل نمی بستم، ولی وقتی بیشتر فکر کنی می بینی که اگه دل نبندی هم نمیشه، میشه؟!

اگه به پدر و مادرت دلبسته نباشی چطور میخوای جواب محبّت های چندین و چند ساله شون رو بدی؟!

اگه به دوستات دل نبندی چطور میخوای چشم براه محبّت اونا باشی؟!

اگه به درس هات دل نبندی چطور میخوای آینده ی خودت رو با درس خوندن تضمین کنی؟!

اگه به شُغلت دل نبندی چطور میخوای واسه خودت یه زندگی خوب بسازی؟!

اگه به عشقت دل نبندی چطوری میخوای زندگی کنی؟!

اگه به خـدای خودت دل نبندی چطور میتونی ازش انتظار داشته باشی که آرزوهات رو برآورده کنه؟! 

و 1000تا از این اگه های دیگه . . .!

 

پس آدمیه و دلبستن، کاریش هم نمیشه کرد!

همه مون هم میدونیم که آخر ِ این دلبستگی ها یه جدایی ِ تلخه ولی نباید بهش فکر کنیم چون اگه بخوایم به چیزی که معلوم نیست کی میخواد اتفاق بیفته فکر کنیم دیگه الآن واسمون معنی پیدا نمیکنه، پس بهتره بی خیالش شیم! 

 

یه نصیحت!!! 

این دنیا دلبستگی داره، خیلی هم داره! (هرکی میگه نداره دروغ میگه)

دل ببند (نمیشه که نبندی) ولی به آخرش فکر نکن!

بذار دنیا همونجوری که میخواد پیش بره!

به گذرش فکر نکن، ولی هوای آینده ات رو داشته باش!

پس . . .

خودت رو رها کن!

نذار فرداهای نیومده امروزت رو خراب کنه!

انشاءالله که فردای شیرینی داشته باشی!!! 

دیـــگه همیــــن  دیـــــــــــگه !!!

 

وای چقدر حرف زدم؟! ببخشید اگه بازم سرتون رو درد آوردم! شرمنده . . .!

نمیدونم که چی شد اینهمه شد؟!

 

قربون همه تون که همیشه بهم نیرو دادین و تنهام نذاشتین!

ممنون بابت همه چی!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 1:20  توسط 100Jad  | 

سلام!

نمیدونم چه اتفاقی افتاده!؟

از آقایون و خانومهایی که از وبلاگم خوششون نمیاد خواهش میکنم اگه میخوان انتقاد بکنن، بکنن، ولی دیگه به دیگران بی احترامی نشه!!!

اگه وبلاگ من بده؟! باشه قبــــول ولی دیگه چرا به دوستای من توهین میکنین!


ببین جناب یا سرکار خانوم که نمیدونم اسمت چیه؟! اصلاً هم برام مهم نیست که بدونم، خواهش میکنم احترام خودت رو حفظ کن! اگه وبلاگم اینقدر واست غیرقابل تحمّله مجبور نیستی سر بزنی؟! اگه ایرادی هست باید به مطالب و موضوعاتش بگیری نه اینکه به دوستای من بی احترامی کنی!

ولی میدونم که اصلاً مطالب این وبلاگ رو یه نگاه هم نکردی!

بازم ایراد نداره! ممنون که سر زدی! ولی خوهشاً اگه ایرادی داره در مورد مطالبش به خودم بگو! معنی نداره که تیکه بندازی!!!

مطمئن هم هستم که غریبه نیستی عزیزم!

ولی هرکی هستی . . . 

بی خیال! ایـراد نداره!

ازت خواهش میکنم حد و حدود ِ خودت رو نگه دار!

فکر نمیکنم رابطه ی من با دیگرون به کسی ربطی داشته باشه؟!


دوستای خوبم!

خیلی ممنونم که اینقدر به من لطف دارین!!!

من شرمندم اگه به بعضی ها بی احترامی شد!

امیدوارم که این بحث همین جا ختم به خیر بشه، دیگه نمیخوام جنجال به پا شه!

اگه حرفی هم زده شد، خواهشاً به رو خودتون نیارید و به دل نگیرید!!!

ممنون!!!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 0:2  توسط 100Jad  | 


همـوطن! عیــدت مبـــارک

ماه رمضون هم تموم شد!

امیدوارم نهایت استفاده رو از این ماه برده باشین!

خوش به حال اونایی که دل ِ خودشونو از هرچی ناخالصی بود پاک کردن! ! !

دلم واسه افطاری ها و سحری های این ماه تنــگ میشه، گرچه این آخری ها نشد که روزه بگیرم  ولی خب، بازم خدا رو شکر ! امیدوارم قبول کنه!
خدایا شکرت!!!

با آرزوی موفقیت و سربلندی واسه تک تک شما دوستای مهربون!


+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 1:7  توسط 100Jad  | 

سلام

جاتون خالی پنجشبه افطاری دانشگاه چتر بودیم (تریپ مُفت خوری دیگه) من که همینجوریش یه ۷، ۸، ۱۰ هزار تومن به دانشگاه بدهکار بودم دیشب هم که چتر شدم  فکر کنم ترم بعد از حلقومم بکشن بیرون!

"ترم بعد:

من مثلاً سر کلاسم.

تَق تَق . . .

بله؟!

آقا سجاد  رو لطف کنین بگین بیاد پلّه ها رو طِی بکشه، بعدش هم به پرسنل چایی بده و . . . !"

خلاصه. . . بگذریم!

داشتم میگفتم: افطاری خوردیییییییییم  چه افطاری؟! جاتون خالی!

از شانس بدِ ما تو ظرف پنیری که جلوی ما بود یک عدد مگس ِ نیمه جان  پیدا شد که چون حواسمون نبود دیگه له شد اساسی!!!  واسه همینم دیگه نون و پنیر و چایی کوفتمون شد!

حالا بعدش!!!

بعدش اگه گفتین چی دادن؟!

زرشک پلو!

خیلی خوشمزه بود، تنها بدی که داشت این بود که اصلاً نمک نداشت، دیگه به زور و بلا لُمبوندیم دیگه (جریان همون کوفت باشه مُفت باشه)!!!

فقط اینش خوب بود که همه برو بچز دور هم بودیم و کلّی صفا کردیم!

موقع برگشت هم دانشگاه لطف کرد واسمون سرویس مجانی گذاشت و یه حالی بهمون داد!

تو مینی بوس هم که دیگه . . .

من نمیدونم توی اون زرشک پلو به جز برنج و زعفرون و زرشک و مرغ چی بود؟!  عجیب کلّه ها گرم شده بود!

تازه فهمیدم همه بچّه ها بد پایه بودن و من خبر نداشتم  من فکر میکردم فقط من خیلی ساکتم  همه رو دست من بلند شده بودن!

تا برسیم رشت دیگه حسابی مینی بوس رو رو سرمون خرابیدیم  فکر کنم کمک فنرهاش دیگه پوکید!!!

البته من که اصولاً بچّه ی ساکتی هستم  تا رشت دست به سینه نشستم!  جان چیز. . . !!!

خلاصه که کلّی بهمون خوش گذشت  با یه عالمه خاطره ی فراموش نشدنی و خیلی خیلی شیرین

من دلم بازم افطاری ِ دانشگاه میخوااااااااد . . . 

انشاالله یدونه از این افطاری ها نصیب شما هم بشه!

دیگه سرتون رو درد نیارم، خیلی حرفیدم! 

نماز روزه هاتون هم قبول!

آهان!

ممنون از نظرهای خوشگلتون!!!

تا بعد!!!

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 0:20  توسط 100Jad  | 

سلام به بر و  بچّه های خوب وبلاگ نویس و وبلاگ ننویس و . . . الخ!

امروز با عرض جسارت و شرمندگی باید بگم که تولّدمه!!!

 ۱ مهر  (معلومه خیلی عشق ِ درسم، نه؟!)

در ضمن نماز و روزه هاتون هم قبول باشه! (ببخشید اگه یکمی دیر شد)

انشاالله هرچی توی این ماه عزیز از خدا بخواین برآورده بشه!

اگه یکمی وقت و یکمی بیشتر حوصله دارین و دوست دارین که مُخِتون سالاد شه، روی ادامه مطلب کلیک کنین . . . اگه بخونین ضرر نمی کنین، جز اینکه سالادِ آماده تحویل میگیرید!!! (اینم که ضرر نیست)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 4:45  توسط 100Jad  | 

سلام!

توی این پست اومدم یه چند 1000 تا نکته رو که از یه جایی کش رفتم گذاشتم، شاید چیزای خیلی بدیهی و ساده ای باشن ولی خوندنشون ضرری نداره!!!

برای دیدنش روی ادامه مطلب کلیک کنین لطفاً...

امیدوارم خوشتون بیاد!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 2:0  توسط 100Jad  |